هيولاي هاليوود
نویسنده: حمید ابراهیم پور
موسسه معتبر نشنال ژئوگرافیک، خلیج فارس را خلیج عربی می نامد! موزه لوور پاریس پرشین را از جلوی گلف پاک می کند.ترکیه برای شاعر ما حضرت مولانا که حتی یک بیت شعر ترکی ندارد، به نام خود! مراسم بزرگداشت برگزار می کند و تبلیغات عظیم رسانه ای به راه می اندازد! واز پارسی زبانان تنها یکنفر را آن هم از افغانستان دعوت می کند! سر سرباز هخامنشی در بازار لندن به حراج گذاشته می شود!عرب ها در جشن های ملی خود با تمثال دانشمندانی همچون بو علی و ابوریحان رژه می روند...! و هالیوود نیز لشگر متمدن و پیروز خشایارشا را بربر های وحشی نشان میدهد و آن ها را به دریا می ریزد...! در طول تاریخ هرگز فرهنگ و هویت ما تا به این پایه در معرض هجوم غارتگران قرار نداشته است!
اسکندر مقدونی با همه هیبت و قدرت ویرانگرش آمد و در فرهنگ ایران حل شد گرچه این سردار جنگجو و متجاوز مقدونی در ادبیات ما مقامی بلند یافت و حتی تا جایگاه پیامبران بالا برده شد، اما در این تحریف و اغراق ادیبانه و البته عجیب! رمز و راز ظریفی نهفته است که نشان دهنده ی هوشمندی ، حکمت و ظرافت زیرکانه فرهنگ ایرانی است...! چنگیز با آن سربازان وحشی و صحرا گرد که از همه جهان تنها اسب و شمشیر و خون را باور داشتند، بر این سر زمین تاختند، کشتند و سوزاندند و ویران کردند اما چون خواستند بمانند به هیئت فرهنگ ایران درآمدند! زیرا جهل و بی خردی و جنون و خباثت و خونریزی راهی به جز نابودی ندارد ، پس برای ماندن در هیئت پادشاهان به غلامی دین و آیین و فرهنگ و عشق و خرد این سرزمین در آمدند...
در طول تاریخ، ایران کشور دانش و حکمت و ثروت، همواره در معرض هجوم ظالمان و غارتگران بوده است و گرچه بار ها به اشغال بیگانگان در آمد و ظلم و استبداد و بی عدالتی بر آن سایه گسترانید، اما به سبب ماهیت فرهنگی ناب و مستقل و آزاده اش زنده ماند و راه به آینده سپرد... زیرک ترین دشمنان فاتح در نبرد های میدانی در برابر ماهیت عمیق و گسترده فرهنگ ایران، زمین گیر می شدند و شکست را می پذیرفتند و تسلیم ماندگاری فرهنگ این سرزمین می شدند و اینک غارتگران ، قلب هستی و راز ماندگاری ما را نشانه رفته اند و در پی به تاراج بردن فرهنگ و تاریخ ما هستند! نکند که سرگرم روزمرگی ها باشیم و در پی لذت های غریزی ، سرگرم بازی با اسباب هایی باشیم که همان غارتگران برای ما تهیه کردند! نکند که بر صندلی عافیت طلبی لم دهیم و چشم بر بندیم و بی خیال موریانه هایی شویم که ستون های هویت ما را می جوند.نکند که در هیاهو و غباری که از هجوم غارتگران برخاسته است،گم شویم...! نکند بی کنش های شریف و حکیمانه ی انسانی در سایه ی اوهام خود گرفتار شویم و نبینیم که در چند قدمی ما غارتگران به مدد قدرت های مادی و رسانه ای وارتباطات گسترده خویش ما را در چهار دیواری لذتهای حقیر محبوس کرده و مشغول غارت خزائن معنوی ما هستند...!

فیلم 300 بر اساس رمانی که چند سال پیش در آمریکا به چاپ رسید ساخته شد، رمانی که منتقدین و جامعه ادبی آمریکا کمترین توجه ای به آن نکردند و این کتاب که سراسر دروغ و تحریف تاریخ است، به حد نصاب یک فروش معمول هم دست نیافت اما با کمال تعجب و البته تاسف! کمپانی برادران وارنر این کتاب بی ارزش و ناموفق را با اهدافی تهاجمی و تخریبی تبدیل به فیلم میکند که همان دو روز اول هفت میلیون نفر در آمریکا آن را می بینند که قبل از هر چیز نشان دهنده ی کارکرد وسیع سینما و گستردگی مخاطب آن است، اما در این فیلم، مثل اغلب فیلم های ساخت هالیوود که از نهایت توانایی های فنی و تکنیکی سینمای هالیوود استفاده شده است، تمدن یونان را به عنوان سر منشاء تمدن غرب، بی عیب و نقص و انسانی و پویا و ایرانیان را بربر های وحشی و مخرب و سیاه اندیش معرفی می کند و در واقع به بیننده القاء می کند که ایران از گذشته با بنیان های تمدن غرب مخالفت می ورزیده و در پی نابودی آن بوده! و هر چه شر و پلیدی و زشتی در جهان وجود دارد از تمدن ایران باستان سر چشمه گرفته و هر چه خیر و زیبایی است از آن تمدن غرب است.این فیلم سراسر دروغ که تماما یک فیلم تبلیغاتی و با اهداف سیاسی است برای نشان دادن چهره ای زشت و کریه از ایران ساخته شده است.این فیلم نه تنها ضد ایران است که ضد تاریخ و تمدن بشری است و جالب آن است که تاریخ واقعه ای را که در فیلم کاملا تحریف شده است مورخ بزرگ یونانی هردوت نوشته است: "در حدود سال 480 سال قبل از میلاد خشایارشا پسر و جانشین داریوش بزرگ، در ادامه اختلافات ارضی و جنگ هایی که پادشاهان گذشته ایران و یونان داشتند، به یونان حمله کرد (لئوینداس) سردار یونانی که با هفت هزار تن مامور تنگه "ترموپیل" بود، سیصد سرباز اسپارتی را مجبور به محافظت از دهانه تنگه میکند که سربازان خشایارشا آن سیصد نفر را کشته و بعد از چند نبرد پیروزمندانه دیگر از داردانل می گذرند و فاتحانه وارد خاک یونان می شوند و چون یونانیان در زمان داریوش شهر سارد را که تحت حاکمیت ایران بود به آتش کشیده بودند، ایرانیان نیز بعد از ورود به خاک یونان، آتن و معبد آتنه را به آتش کشیدند و بعد از آن هم خشایارشا داماد خود "مردونیه" را بعنوان حاکم در یونان گذاشت و به طرف ایران برگشت...

کمپانی های سینمایی نیز همچون سایر کمپانی های"سود محور" ابزار دست قدرتمندان جوامع شمال یا مرکزی هستند و با تکیه بر آن در پی تسلط بر جوامع جنوب یا پیرامونی هستند که در بهترین حالت جوامع پیرامونی را هم شکل خود می خواهند نه هم شان خود! و در مسیر تحقق این هدف، از همه ابزار های موجود استفاده می کنند و سینما یکی از مهمترین ابزار های تهاجم به فرهنگ و هویت جوامع پیرامونی است.غارتگران اساسا با جوامعی که ماهیت مستقل فرهنگی و تاریخی ندارند مشکلی ندارند چون ماهیتی مناسب منافع خود را با منت! به آن ها می بخشند.اما به جوامع دارای تاریخ کهن و فرهنگ اصیل نمی توانند هر چیزی را تحمیل کنند و به همین خاطر به دنبال تخریب گذشته این گونه جوامع و مغشوش نشان دادن تاریخ و فرهنگ آن ها هستند تا احساس حقارت را بر آن ها تحمیل نمایند و مجبورشان کنند که برای گریز از این حقارت،خودشان به دامان غارتگران پناه برند و به شکل آن ها در آیند! و کمپانی های بزرگ فیلم سازی یکی از موثر ترین ابزارها برای رسیدن به چنین هدفی است.هیولای هالیوود با همه هیبت و قدرت عظیم فنی، تکنیکی و هنری اش بر جهان ما سایه افکنده و در گوشه گوشه ی این کره ی خاکی در کمتر خانه ای است که محصولات این غول فریبا به نمایش در نیامده باشد! جذابیت های شگفت انگیز این هیولا همواره آدم ها را چشم براه تولیدات تازه خود نگه می دارد و همانند غول افسانه های مادربزرگ آدم ها را دسته دسته با جادوی تصاویر خود به خواب می برد!
بی شک سینمای ما نمی تواند با کمپانی های بزرگ سینمای هالیوود که صاحب میلیون ها دلار سرمایه هستند رقابت کند و حاکمیت بر رسانه های جهان نیز اغلب با کسانی است که عمده سرمایه در گردش جهان را در اختیار دارند و در راستای حفظ و توسعه منافع خود عمل می کنند و با تکیه بر توانایی های مالی خود در پی جهت دادن جوامع بشری در مسیر منافع خود هستند و افکار عمومی جهان را تحت نفوذ و سیطره خود دارند و رسانه های داخلی نیز توان رقابت با این ضحاک های مغز خوار! را ندارند و خیلی هم که زور بزنند شاید بتوانند توجه کنجکاوانه چند همسایه را جلب کنند و اغلب در هیاهوی عظیم رسانه های جهان گم می شوند...! ولی اگر ما توانایی و ابزار مناسب را برای انجام واکنش های فرهنگی و هنری و تاثیر گذاری بر افکار و روند جامعه جهانی نداریم و امکان واکنش همسنگ به کنش های تخریبی و تهاجمی غارتگران را نداریم، اگر نمی توانیم هم سطح و هم وزن رسانه های جهان به مردم آمریکا و اروپا و سایر ملل و همه کسانی که این فیلم را دیده یا ندیده اند، واقعیت تاریخ و حقیقت فرهنگ خود را بشناسیم...حداقل می توانیم به وسیله ابزار های موجود با فرزندان، دانش آموزان و دانشجویانمان و همچنین مردم کوچه و بازار، ارتباط گسترده تر و عمیق تری ایجاد کنیم و درباره آنچه که بر ما میرود به گفتگو بپردازیم و راه های ورود تحریف و تخریب را در بین خودمان شناسایی و مسدود نماییم و جامعه را در برابر ویروس هایی که به هویت ما هجوم می آورند، واکسیناسیون کنیم اگرچه وزارتخانه ای به نام فرهنگ و ارشاد اسلامی،قانونا مسئولیت کنترل و نظارت بر تولید و توزیع محصولات فرهنگی و هنری را بر عهده دارد اما این بسیار ساده اندیشانه است که فکر کنیم سایر وزارتخانه ها و نهاد های دولتی و حتی آحاد مردم در این خصوص مسئولیتی ندارند،گذشته از مراکز رسمی دولتی، تک تک آحاد مردم نیز در قبال حفظ ، توسعه و بلوغ فرهنگ و تاریخ و هویت خود مسئول هستند و هویت فرهنگی و تاریخی ما چشمه ای است که خاک زیستن ما را سبز نگه می دارد و زندگی ما به قدر حیات و جوشش آن آباد خواهد بود...!
ghoghnos100.blogfa.com
تقریبا نزدیک به سی سال است که گاه احساسی را می سرایم یا اندیشه ای را به تصویر می کشم و یا دردی را به جان واژه ها می ریزم و هر از گاه قصه ای می نویسم...که برخی از این آثار به صورت شعر،مقاله و یا داستان کوتاه در مطبوعات رسمی کشور به چاپ رسیده است...