فرياد سر مي دهم
شاعر: حمید ابراهیم پور
زمین و زمان بشنود!
فریاد سر می دهم:
تو را دوست دارم؛ ای آشنا!
تو می دانی! آوار بادهای هرزه
و قلب نجیب شقایق را
- می درد
و می دانی! دل واژه های خروشان فریاد
میان هیاهوی بی زاد و رودِ
- وزغ های مرداب
- گم میشود
تو را دوست دارم
که می دانی! اینجا ایستاده ام
در افق های پیدای عشق
و فریاد سر می دهم:
زمین و زمان بشنود!
فریاد سر می دهم:
تو را دوست دارم؛ ای آشنا!
تو می دانی! آوار بادهای هرزه
تن ترد فریاد عاشق را
- می شکند
گل سرخ را پرپر می کندو قلب نجیب شقایق را
- می درد
و می دانی! دل واژه های خروشان فریاد
میان هیاهوی بی زاد و رودِ
- وزغ های مرداب
- گم میشود
تو را دوست دارم
که می دانی! اینجا ایستاده ام
در افق های پیدای عشق
و فریاد سر می دهم:
تو را دوست دارم ای آشنا!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 18:6 توسط حميد ابراهيم پور
|
تقریبا نزدیک به سی سال است که گاه احساسی را می سرایم یا اندیشه ای را به تصویر می کشم و یا دردی را به جان واژه ها می ریزم و هر از گاه قصه ای می نویسم...که برخی از این آثار به صورت شعر،مقاله و یا داستان کوتاه در مطبوعات رسمی کشور به چاپ رسیده است...